تبلیغات
فرشتگان روی زمین - خط و ادبیات ایران باستان
 
خوب گوش کردن را یاد بگیریم… گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .+++ به خودتان باور داشته باشید و به آنچه که هستید بدانید که نیروی درونتان هست که از هرمانعی قوی تر است+++ قبل از اینکه فکرت کار دستت بده ، تو یه کاری دستش بده !
فرشتگان روی زمین
طرف حساب پرستار فقط خداست.
سه شنبه 14 آذر 1391 :: نویسنده :
مقدمه
خانواده زبان های هند و اروپایی یکی از بزرگترین خانواده های زبانی است که اصل یا مادر ان زبانی فرضی به نام هندواروپایی است.
بیشتر زبان های متداول در کشور های بزرگ اسیا اروپا امریکا از نوادگان وبازماندگان این خانواده زبانی اند.یکی از کهن ترین زبان های این خانواده ی بزرگ ، اریایی یا هندو اریایی نام دارد .
این زبان فرضی ، اصل زبان های اقوام هندی وایرانی ، پیش از جدا شدن از یکدیگر وسکونت در هند وایران بوده است.زبان های ایرانی شاخه ای از زبان های هندو ایرانی اند که از قدیمی ترین روزگار تا کنون در درون مرز های ایران یا بیرون ان متداول بوده اند وزبان ها وگویش هایی را شامل میشوند که از نظر ویژه گی های زبانی وجوه مشترک دارند.این نام گذاری براساس معیارهای زبان شناختی نه  برپایه ی  مرزهای جغرافیایی یا سیاسی کنونی کشور ایران .
از این رو زبان ترکی که در بخشی از ایران بدان سخن گفته میشود ، از زبان های ایرانی به شمار نمی اید اما زبان پشتو که در افغانستان متداول است در زمره ی زبان های ایران محسوب میشود.

از زبان های ایرانی در طی تاریخی دراز ، اسناد ومدارکی در دست است که چگونگی تحول وتکامل انها را نشان میدهد. با بررسی این اثار ، تاریخ تحول زبان های ایرانی را میتوان به سه دوره  ی اصلی بخش کرد:


که در اینجا فقط  دوره ایران باستان  مورد بررسی قرار گرفته است.

زبان و ادبیات باستانی ایران
"زبان های ایرانی دوره ی باستان که از قدیم ترین زمان تا فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی(330 ق.م)کاربرد داشته اند چهار زبان مادی ، سکایی ، فارسی باستان و اوستایی را شامل میشوند."
ازدوره ی باستان افزون بر اطلاعات اندک واشاره هایی که به ادبیات شفاهی زبان های مادی و سکایی در مآخذ باستانی شده است، آثار ادبی مکتوب دو زبان اوستایی وفارسی باستان برجای مانده است ونیز از فعالیت های ادبی درخشانی که سغدیان ، پارتیان وبلخیان در دوره ی میانه داشته اند میتوان دریافت که این مردمان ایرانی ، گونه های ادبی ویا دست کم ادبیات شفاهی را دوران باستان بارور ساختند ولی از آثار ادبی آنان اطلاعتی در دست نیست.

1.مادی
شاهنشاهی نخستین دولت ایرانی است که به موجب سال نامه های دولت های بین النهرین ونوشته های مورخان یونانی اطلاعاتی از آن داریم ، اما زبان مادی که زبان قوم ماد ، یکی از اقوام آریایی ، است تنها چند واژه بر جای مانده که بیشتر آنها نام خاص است وبه صورت غیر مستقیم به ما رسیده ویا درنوشته های یونانی وفارسی باستان ضبط شده است.
از زبان مادی که در غرب وشمال غرب رایج بوده است ، اثر مکتوبی در دست نیست ونمی توان گفت آیا این زبان اصولا به رشته تحریر در آمده است یا نه؟اما در نوشته های مورخان یونانی نظیر کتزیاس ، دینون ، وهرودوت به داستان ها ، قصه ها واشعار این دوره اشاره شده است.برای نمونه داستان عشق ستریانگایوس به زرینیا ، ملکه سکاها وناکام ماندن وی وداستان غنایی زریادرس  و اداتیس را میتوان نام برد که در مآخذ متعددی دیده میشود.داستان های حماسی مادی ازدیگرآثار ادبی مادی است که به پایه گذاری دولت ماد انجامیده ودر آثار کتزیاس از آنها یاد شده است و یا داستان های مربوط به کوروش که در ادبیات راه یافته بود.
"اما چیزی که که درباره ی این زبان می توان گفت این است که:زبان مردم ماد با زبان دوره ی بعد از خود که زبان پادشاهان هخامنشی باشد تفاوتی نداشته ، زیرا هرگاه زبان مردم ماد که بخش بزرگ ایرانیان ومهم ترین شهرنشینان آریایی آن زمان بوده اند با زبان فارسی هخامنشی تفاوت می داشت هر آینه کوروش و داریوش و غیره در کتیبه های خود که به سه زبان فارسی و آشوری و عیلامی است ، زبان مادی را هم می افزودند تا بخشی بزرگ از مردم کشور خود را از فهم آن نبشته ها ناکام نگذارند ." {1}
 از این رو مسلم است که زبان مادی خود بعینه زبان فارسی باستان یا نزدیک بدان و لهجه ی از آن زبان بوده است و از نام پادشاهان ماد به عنوان مثال مانند ( فر اورت – خشثربت- فرورتیش -... ) و (ارتی سس – ارتی نس -..) و (اسپادا) که سپاد وسپاه باشد نیز نزدیکی این دو زبان معلوم می گردد.
2.سکایی
"سکاها طوایف ایرانی بودند که در دو سوی دریای خزر ، دشت های جنوب روسیه وماوراءالنهر می زیستند"{2} واز زبان آنها در دوره ی باستان جز نام های خاص در کتیبه های آشوری ویا نوشته های یونانی آمده است ،  چیزی در دست نیست. از آنجا که هیچ اثر مکتوبی اززبان سکایایی باستان بر جای نمانده است مشخص نیست که آیا هرگز این زبان به نوشتار در آمده است یا نه؟
داستان هایی به زبان سکایی درباره ی اریم اسپی یک چشم وگریفین های محافظ طلا وافسانه هایی مربوط به اصل ومنشاء سکاها در گذشته های دور نقل شده است. "هرودوت مینویسد ، سکاها دانه های برف را به پر تشبیه کرده اند واین مطلب حکایت از ذوق شاعرانه  و وجود صور خیال در آثار آنان دارد."

"گرشویچ احتمال میدهد داستان رستم ، قهرمان نامی شاهنامه ، که فقط در منابع سغدی وفارسی زبان شناخته است ، یکی از داستان های حماسی سکایی باشد."
میراث ادبی در خور توجه وغنایی داستان های حماسی زبان آسی که تا آغاز سده ی نوزدهم میلادی ، به صورت شفاهی  و سینه به سینه نقل وحفظ میشده است به احتمال بسیار ، حاکی از رویارویی ما با بخشی از بن مایه های ادبیات شفاهی سکایی باستان است.
3.فارسی باستان
"دیگر زبان باستان است که آن را " فرس قدیم"  نامیده اند."
زبان فارسی باستان که نیای زبان فارسی امروزی محسوب میشود ، زبان قوم پارس بوده است که پس از ورود به ایران در جنوب غربی آن (استان فارسی کنونی) ساکن شدند وشاهنشاهی بزرگ هخامنشی را در 550 ق.م بنیاد نهادند.
ظاهرا زبان و خط اداری ونوشتاری در شاهنشاهی هخامنشی زبان وخطی آرامی بود. دبیران آرامی اسناد اداری را به خط آرامی بر پوست و پاپیروس با قلم ومرکب می نوشتند و دبیران خزانه داری که احتمالا ایلامی ها بودند ، اسناد خزانه کاخ شاهی را به زبان وخط میخی ایلامی ، بر لوح گلی می نگاشتند. سنگ نوشته شاهان هخامنشی تنها آثار مکتوب زبان فارسی باستان اند که به خط میخی نگاشته شده اند وکتابت آنها هم زمان با تالیف شان است.
"خط میخی فارسی باستان که از ساده ترین انواع خط های میخی  به شمار می رود از چپ به راست نوشته می شود (بر خلاف اوستائی و پهلوی ) ودارای 36نشانه ی هجایی-الفبایی ، هشت واژه نگار ، دو واژه جدا کن وچند نشانه برای اعداد است."

چنین می نماید که زبان فارسی باستان به صورت مکتوب جز در کتیبه های شاهان هخامنشی ، که به خط میخی نوشته شده در جای دیگری به کار نرفته است. سنگ نوشته ای به خط آرامی ، در  نقش رستم ، که از آن تاکنون فقط چند کلمه خوانده شده است ، تنها سند از دوره ی بعد از هخامنشی است که شاید به زبان فارسی باستان نوشته شده باشد. مهم ترین کتیبه هایی که به زبان فارسی باستان نگاشته شده اند عبارتند از:
"کتیبه اریامنه(حدود 640-590ق.م)  ،   کتیبه ارشام(590-559ق.م)    ،  کتیبه ها ی کوروش (559- 530ق.م)   ،   کتیبه های داریوش (522-486 ق.م)    ،   کتیبه های بیستون ( سنگ نوشته ی بزرگی به سه زبان فارسی باستان ، اکدی وایلامی که مهم ترین ، مفصل ترین کتیبه ی داریوش است. )     ،    کتیبه های فارس (در تخت جمشید ونقش رستم)   ،    کتیبه های شوش   ، 
کتیبه های سوئز    ،    کتیبه الوند   ،   کتیبه های همدان (لوح های سیمین وزرین به سه زبان)    ،  کتیبه های خشایارشا (486-465 ق.م)   ،   کتیبه های تخت جمشید   ،    کتیبه های شوش   ،   کتیبه الوند ،  کتیبه ی وان   ،    کتیبه ی همدان  ،   کتیبه های اردشیر اول  (465-425ق.م)    ،    کتیبه های دیگر شاهان هخامنشی ."
افزون بر سنگ نوشته ها ، لوح های طلا و نقره بر سنگ وزنه ها سکه ها ومهر ها ، گل پخته ها وبعضی ظروف نیز نوشته هایی به زبان فارسی باستان بر جای مانده است .
مضمون کتیبه های فارسی باستانبه طور کلی مربوط به سیاست وحکومت است .اما از گفته های نویسندگان یونانی می توان در یافت که ادبیات حماسی زبان فارسی باستان نیز احتمالا به صورت شفاهی وجود داشته است.
این زبان با اوستائی فرق اندک دارد و آن نیز چون اوستائی دارای اعراب و تذکیر و تانیث می باشد.
زبان فارسی باستان بعد از انقراض دولت هخامنشی از میان رفت.

ارزش ادبی نوشته های فارسی باستان
آثار کتیبه ای فارسی باستان به خط میخی از آنجا که هم زمان با تالیفشان نگاشته شده اند ، "از نظر زبان شناختی ، تاریخی اجتماعی وگاه دینی اهمیت ویژه ای دارند اما ارزش ادبی چندانی برای آنها نمی توان قائل شد.تا آنجا که می دانیم داریوش نخستین کسی بوده که سخنانش را به زبان فارسی باستان به ثبت رسانیده واین کار را به صورتی گسترده وسبکی شخصی انجام داده است.به جز پاره ای سنگ نوشته ی بسیار کوتاه که به مثابه ی امضاء نویسنده بر بخش هایی از بنا ها وغیره آمده است ، هر متنی که به نام داریوش نوشته شده است به خوبی طرح ریزی شده وشامل مقدمه ، بخش اصلی وموخره است.موفقیت ادبی داریوش به رغم محدودیت زبانی ومحتوایی سنگ نوشته های دولتی ستایش انگیز است.نویسنده لحنی صادقانه را به کار میگیرد مبالغه نمی کندوبا دقت بیان سادگی واژه هاوکوتاهی جمله ها یکنواختی زبان را که در همه جای کتیبه ها دیده می شود، را جبران می کند."
"تصمیم وتلاش داریوش دراین زمینه ، که زبان فارسی باستان را مبدل به زبان ادبی کند ، هرگز به نتیجه نرسید.  سنگ نوشته های جانشینان داریوش ، جدا از کتیبه ی دیوهء خشایارشاه تکرار  عبارت قبلی داریوش است. " ودرباره حکومت وسیاست است بنابراین نوشته های میخی فارسی باستان طبعا عاری از تخیلات ادبی وصور خیال است ودر مجموع اهمیت ادبی چندانی ندارد.
4.اوستایی
"زبان اوستایی که در ایوانویج( Airyana vaejah) ، سرزمینی از نواحی شرق ایران ( احتمالا خوارزم ، یا مرو و یا بلخ ) بدان سخن می گفته اند زبانی است که کتاب دینی زرتشتیان ، اوستا ، بدان نوشته شده است. قدیم ترین آثار این زبان احتمالا متعلق به زبان میان سده ی هشتم تا دهم قبل از میلاد است."

از این زبان جز کتاب اوستا وآثار وابسته به آن هیچ اثر دیگری در دست نیست . بررسی های زبان شناسی وسنجش زبان اوستایی با فارسی باستان ونیز سنجش این زبان با زبان های شرقی ایران در دوره ی میانه ، نشان می دهد که زبان اوستایی به شرق ایران تعلق داشته است.
"سلسله ی کوی ( یا کی وجمع آن به زبان پهلوی :کیان) ، که در اصل از سیستان برخاسته بودند ، در حدود سده ی دهم قبل از میلاد بر ایوانویج فرمان می راندند وآخرین کوی ، وشتاسپه ( =گشتاسب) نام داشت که در اوستا به او اشاره شده است وزرتشت او را به دین خود گروانید."
"واژه اوستا در اصل "اوپستاک" است به معنی بنیان جا افتاده ومحکم ، کنایه است از آیات محکمات و شریعت پا بر جای ،  ونام اصلی این زبان ویا حتی واژه اوستا در متن های اوستایی نیامده است. "
زبان باستانی ایرانویج ، زبان اوستایی ، در سده ی سوم میلادی زبانی فراموش شده ومتروک بود وفقط موبدان زرتشتی آن را به مثابه زبان مقدس وحی در سرود ها ونیایش های دینی ، که قرن ها
سینه به سینه حفظ شده بود ، به کار می بردند. در دوره ی ساسانیان ( 651-224 م ) ، وپس از رسمیت شناختن دین زرتشتی ، این مجموعه متن های مذهبی به زبان اوستایی گردآوری وتدوین گشت وباخطی مخصوص به نام " دین دبیری"= خط دینی) ، که به همین منظور از روی خط فارسی میانه کتابی وخط پهلوی زبوری ابداع شده بود ، با تلفظ موبدان اواخر دوره ی ساسانی ثبت گردید.تاریخ نگارش اوستا به خط کنونی راتاریخی میان سده ی چهارم تا ششم میلادی می توان دانست خط " دین دبیری" که تنها برای ثبت این نوشته های دینی ساخته شده است ، با 53 نشانه ی الفبایی از راست به چپ نوشته می شود . این خط یکی از دقیق ترین ومناسب ترین خط های جهان برای ثبت مصوت های یک زبان است .در این خط هر واژه با نقطه ای از واژه پس از خود جدا می شود.

همه ی اوستا از نظر زبان یک دست نیست . این تفاوت زبانی را می توان ناشی از اختلاف گویشی یا قدمت بیشتر بعضی از بخش ها دانست . متن های اوستایی را می توان براساس قدمت زبانی وویژگی های دستوری وزبان شناسانه ونیز از دیدگاه آموزههای بنیادی ومحتوای مذهبی به دو دسته 1.اوستای گاهانی و2. اوستای متاخر بخش کرد.
اوستای گاهانی
متن گاهانی که حدود یک ششم از اوستای موجود را در بر میگیرد ، تنها ماخذ معتبر در خصوص زندگی زرتشت است ودر مجموع آموزه ی خالص بنیان گذار آن را باز می نماید.
اوستای گاهانی شامل این بخش هاست: الف)گاهان (گات ها – یا – گاثاها) :این متن کهن ترین اثر ادبی  موجود ایرانی است که به اندیشه وتفکر جهان مهم ترین خدمت را کرده است وبیشتر ایران شناسان بر آنند که در هزاره اول قبل از میلاد سروده شده است .گاهان جمع گاه قدیمی ترین بخش اوستا ومشتمل بر هفده سروده است .
متاسفانه اشعار گاهان که سروده ی خود زرتشت است ازجمله دشوار ترین متن هایی است که تاکنون  نوشته  شده است.
اشعار گاهان هجایی است واز نظر ساختمانی به اشعار ودایی شباهت دارد وهر سرود دارای بند ها (=پاره هایی) است مشتمل بر ابیاتی با تعداد ثابتی هجا .
اوستای متاخر
اوستای متاخر یا جوان تقریبا تقریبا پنج ششم از تمامی کتاب مقدس زرتشتیان را در برمی گیرد وباز نمای دین زرتشت متاخرتراست. وبه طور کلی نماینده تفکر مذهبی ایران پیش از اسلام است.
در این بخش از اوستا ، اگرچه  مشکلات زبانی کمتری وجود دارد لکن با دشواری های بسیاری دردرک وفهم متن رو به رو می شویم که ناشی از تلفیق عقاید پیش از زرتشت و هجوم سیلی از اسطوره ها و افسانه های آیین دینی قدیم ایران و هندوایرانی و اخذ چند وجهی آیین های دیگر می باشد.
اوستای متاخر دارای بخش های زیر است :
-): یسن ها {مشتمل بر سرود ها و دعاهای دینی است}
-): ویسپرد {مطالب آن اغلب از یسن ها اقتباس شده و مکمل آنهاست}
-): خرده اوستا {این مجموعه اوستای کوچک نیز نامیده می شود ، حاوی دعا های کوتاه مخصوص مردم عادی می باشد.}
-):وندید ها { ازاوستای دوره ساسانی است ولی صورت قدیمی این واژه ویدیوداد به معنای" قانون جدایی ودوری از دیوان " است .
-): یشت ها { یشت ها سرود هایی در ستایش خدایان قدیم ایرانی نظیر ناهید ، مهر و تیشتر اند. تعداد ابیات در هر بخش از آن ثابت نیست . بیت اول هر بخش با توصیف ایزد و بیت آخر ان  نیز با با فره وشکوه ایزد به پایان میرسد ، که این کار در تمام بخش ها با عین همین عبارت ها تکرار می شود . این عبارت ها ترجیع بندوار تکرار می شوند . درباره ی واژه ها نیز از روش تکرار برای اهمیت دادن به مفهوم آن استفاده می شود.
بخشی از یشت ها موزون است . برخی از ایران شناسان وزن آن را هجایی وگروهی دیگر ضربی ، یعنی براساس تکیه می دانند. گرشویچ نابرابری طول ابیات یشت ها را نشاندهنده ی این مطلب
می دانند که وزن آنها براساس تکیه بوده است.
هیربدستان ونیرنگستان  - هادخت نسک – اوگمدیچا – ویثا نسک – آفرین پیغامبر زرتشت – وشتاسپ  سایر بخش های اوستای متاخر می باشد.
زبان اوستائی هم یکی از اصول وپایه های زبان ایران است. این زبان خلاصه قسمت های قدیم آن "گاثه " بسیار کهنه بنظر می رسد ومانند زبان سنسکریت وعربی دارای اعراب است ، یعنی اواخر کلمات از روی تغییر عوامل تغییر می کرده است و حرکات گوناگونی به خود می گرفته است ، همچنین دارای علائم جنسی و تثنیه بوده است.
ارزش ادبی نوشته های اوستایی
اوستای موجود شامل متونی است که به ویژه در مراسم دینی وعبادی از آن ها استفاده می شود.به طور کلی متن های نیایشی اوستایی ارزش ادبی چندانی ندارد وتنها از نظر زبان شناختی و یا مسایل اجتماعی ، دینی ، مردم شناختی ، جغرافیایی و یا آگاهی از واقعیت های زندگی باستان شرق ایران شایسته مطالعه وبررسی اند. اما در میان متن های موجود اوستایی گان ها ویشت ها ارزش ادبی خاصی دارند که در تقابل با خصیصه های اخلاقی ، دستوری وآیینی دیگر متون اوستایی قرار دارد. اما همین دو بخش اوستا که منظوم اند ، از نمونه های والای ادبیات متقدم هند واروپایی اند وارزش ادبی ویژه ودرخور توجهی دارند.
زرتشت گونه ای از اشعار غنایی مذهبی را با قوانین شعری قرار دادی کهن ، به منظور نوآوری در اندیشه ابداع کرده است ونه فقط پیامبری بزرگ است که شاعری است با توانایی فراتر از مرزهای معمول سرایندگی.
نویسندگی چگونه پیدا شد؟
نباید پنداشت که خط یکباره در گوشه ی از جهان از طرف یک یا چند تن به طور کامل اختراع شده واز آنجا به سایر جاها به ارمغان رفته است ، و یا هر قومی برای خود خطی کامل وزیبا ساخته آن را به دیگران آموخته اند – بلکه باید دانست که اصل خطوط عالم ، از نقش کردن پندار وتصور بشری با صورتی ساده وعاری از صنعت وکودکانه برخاسته است.
انسان از وقتی که به خود آمد وارتباطی بین افراد صورت گرفت سعی داشت که اندیشه ها ومراد های خود را به صورتی وشککلی به طرف بفهماند ، وساده ترین راهی را که برای بجا آوردن این مقصود پیشنهاد خاطر ساخت آن بود که خیالات را بر روی صفحه سنگ یا پارچه ، تخته یا دیوار مجسم سازد ، پس قدیمی ترین خطوط عالم قدیمی ترین نقوشی است که مردم برای مجسم کردن اندیشه های خود نگاشته اند . وخط بدین طریق رفته رفته بوجود آمده است.
مطالعه در تاریخ خطوط دنیا بسیار مهم است ودانستن این علم انسان را به طرز فکر وطرز زندگانی اقوام مختلف جهان آشنا می سازد.
منبع :
): سبک شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی ، بهار ، محمد تقی (ملک الشعرا) ، جلد اول ، انتشارات زوار ، تهران ، تابستان 1386
):
):زبان و ادبیات ایران باستان ، زرشناس ، زهره ، دفتر پژوهش های فرهنگی ، تهران ، 1382
1.دوره ی باستان 2.دوره ی میانه 3.دوره ی جدید




نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
DIV>

کد دنبال کننده موس >DIV>>